مجدد آنها نكردهام، ولي اگر هم محتاج برخي تصحيحها باشد، اين امر در ماهيت موضوع تغييري نميدهد.
ساختمان كاتدرالها از جهت ديگري هم داراي اهميت فرهنگي بوده است؛ تزيين آنها فعاليت نقاشان و مجسمهسازاني را، كه زير نظر كارگزاران فرهيختهٴ كليسا كار ميكردند، رونق ميبخشيد. شمايلنگاري مسيحي تا حدود زيادي در اثناي اين سده، شكل گرفت. مسلماً اين امر بسيار مهمي بود، مخصوصاً اگر درنظر آوريم كه تزيينات كليسا از نظر گستره [و دامنهٴ ارتباطش با مردم] بهراستي داراي تأثيري فراگير بود، و نمايانگر وسيلهٴ عمدهٴ آموزش عموم بود.
ب. بنياسرائيل
جنگهاي صليبي
قصد من بحث كلي دربارهٴ جنگهاي صليبي نيست، چون تصور ميشود خوانندگان در اين زمينه داراي اطلاعات كافياند، ولي يك جنبهٴ آن محتاج بررسي است، چون اغلب مورد غفلت واقع شده و با اين حال داراي اهميت زيادي است. اين امري واضح است كه صليبيان عليٰرغم حميت ديني اصليشان از لحاظ قتل و غارت با هيچ سپاه ديگري تفاوت چنداني نداشتند. رفتاري كه از آنان در 1099، هنگام فتح بيتالمقدس، مشاهده شد موٴيد اين مطلب است، و در عين حال جز مشتي از خروار نبود. صليبيان همهٴ مسلمانان را قتل عام كردند، و يهوديان را زنده در آتش سوزاندند، و گفته شده است كه در عرض يك هفته، قريب هفتاد هزار تن را كشتند. ولي تودهٴ عنان گسيختهاي كه همراه صليبيان بودند مدتها پيش از اينكه به بيتالمقدس برسند، يهودياني را كه در آلمان و فرانسه بر سر راه خود يافتند آزار ميدادند. در 1096، مخصوصاً كشتار و شكنجهٴ يهوديان در منطقهٴ راين زياد بود (اشپير، وُرْمْس، ماينس و غيره). اين بيرحميها در جريان جنگهاي صليبي دوم (1145 ـ 1149)، و در جنگهاي صليبي سوم (1189 ـ 1190)، حتّي در انگلستان هم تكرار شد. بايد اضافه كرد كه بسياري از اسقفان هركاري از دستشان برميآمد براي حمايت يهوديان در منطقهٴ اسقفنشين خود كردند، و قديس برنار كلروويي در 1146، بانگ نيرومند خويش را در حمايت از يهوديان برآورد.
اين بلواهاي ضديهود سالهاي 1096 و 1146، چندان مهم است كه آنها را بايد نقطهٴ عطفي در تاريخ قوم يهود دانست. پيش از آن كشتار يهوديان در قلمرو مسيحيت غربي امري اتفاقي بود.
اينك، تعداد آنها مكرر ميشد و هر يك شدت و خشونت بيشتري به همراه ميآورد. از اين گذشته، موجب تدوين مقررات ضديهود از طرف اينوسان سوم (پاپ از 1198 تا 1216)، و ساير فرمانروايان شد. قسمت اعظم مبالغ گزافي كه براي جنگهاي صليبي مورد حاجت بود از طريق وضع مالياتهاي ويژهاي براي يهوديان و مصادرهٴ اموال آنان تأمين ميشد. در حالي كه